سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
I & YoU
مال خود را در راه حقوق [دوستان] ببخش و ازآن، به دوستت برسان که بخشش به آزاده، سزاوارتر است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :17
کل بازدید :9267
تعداد کل یاداشته ها : 33
6/12/90
12:48 ص
دارالترجمه رسمی قاضی مترجم مسئول: قاضی مدرس سابق دانشگاه مترجم رسمی قوه قضاییه عضوجامعه مترجمین رسمی تهران- خ حافظ 88916906 ----------------------------- ،تدریس خصوصی زبان آلمانی ،کلاس های ویژه ترجمه رسمی ،نمونه سوالات امتحان سفارت مکاتبات اخذ پذیرش، مدرس: استاد قاضی، تحصیلکرده آلمان
مشخصات مدیروبلاگ
 
seid mohammad[1045]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سایه های خیال خورشید خاموش  از همه جا از همه رنگ تنها هنر وبلاگ هواداران نیوشا ضیغمی دختر آفتاب دهکده ی اطلاعات مـــــولا علی جان سحر جام جهان نما جزتو عشق آباد شهرمن افســـــــــــونگــــر دل نوشته ها دنیای شادی ... به دلتنگی هام دست نزن بنفشه ی صحرا حمایت نظرعشق سکوت ابدی پسری ازنسل امروز هنوزم عاشقتم به یاد او تجربه های مربی کوچک دختر تنها دختروپسری ازنسل امروز عشقی یه دختر باحال کیمیا قاطی پاطی تنهاترین عاشق !!...ساحره باشگاه پرواز عکس میخوای کلیک کن عشق به خدا پسری ازنسل امروز manoto.......you?..............m_khalili26@yahoo.com ..:: بهونه های بارونی ::.. عاشق تنها.... فریاد های زیر زمینی تهی جوانان بیجار دوست داشتن ممنوع بی نام کلبه تنهایی وبلاگ دختری دل شکسته زندگی یعنی فریناز کلبه عشق پرنسس نیلوفرانه پری دریایی راه آهن عشق خط خطی های روزانه ی من ☆★☆ عشق شیطونک☆★☆ nasim فقط تهی... نیلوفرانه متولد ماه دی دخترک کوچک تنها فقط من برای تو خط قـــــــــــــــــــــــــــرمز پایگاه شهید کریم مینا سرشت یکتا خوش بگذره تلخ وشیرین شاخه شکسته بامداد خمار دوست زمانه
1 2 3 4 5 >> >

قلب



 


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبم رو با تمام وجودم تقدیمت کنم , دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.


تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد.. حال دختر خوب نبود.. نیاز فوری به قلب داشت.. از پسر خبری نبود.. دختر با خودش میگفت  :میدونی که من هیچ وقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودت رو فدا کنی.. ولی این بود اون حرفات.. حتی برای دیدنم هم نیومدی... شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم.. آرام گریست ودیگر چیزی نفهمید...


چشمانش را باز کرد..دکتر بالا سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده. شما باید استراحت کنید.. در ضمن این نامه مال شماست!..


دختر نامه را برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود :


سلام عزیزم.الان که این نامه میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدانستم اگه بیام هرگز نمیگذاری که قلبم رو بهت بدم.. پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم.. امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه .(عاشقتم تا بینهایت)


دختر نمیتوانست باور کند.. اون این کارو کرده بود..اون قلبش رو به دختر داده بود..


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد.. وبه خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم... 


 



30/11/90::: 3:27 ع
نظر()
  
  
ترجمه از www.persiangfx.com به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ